محمد ابراهيم آيتى
625
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
جانشين رسول خدا در مدينه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - على - عليه السلام - را در مدينه جانشين گذاشت [ 1 ] ، و چنان كه مفيد و طبرسى نوشتهاند : به علىّ ( ع ) گفت : « مدينه را جز ماندن من يا تو شايسته نيست » . چه از سوء نيّت اعراب و بسيارى از أهل مكّه كه با آنها جنگ كرده و كسانى از آنها را كشته بود با خبر بود و بيم داشت كه در نبودنش ، آن هم با دورى راه ، دشمنان فراهم شوند و بر مدينه بتازند و پيشآمدى ناگوار و جبرانناپذير روى دهد . بدين جهت علىّ - عليه السلام - را كه بيش از همه كس بر وى اعتماد داشت در مدينه جانشين خويش قرار داد و مدينه را در نبودن خود به او سپرد و با خاطرى آسوده رهسپار راه جهاد شد . حديث منزلت يكى از احاديثى كه شيعهء اماميّه در موضوع خلافت بلافصل أمير المؤمنين - عليه السلام - به آن تمسّك جسته و استدلال كردهاند ، حديث منزلت است كه در همين « غزوهء تبوك » از مقام نبوّت صادر شده است و محدّثان و مؤرّخان اسلامى از تمام فرق بر نقل آن اجماع و اتّفاق كرده و نوشتهاند كه : چون رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - علىّ - عليه السلام - را در مدينه جانشين گذاشت و رهسپار شد ، منافقين به بدگويى على پرداختند و گفتند كه : رسول خدا از علىّ افسرده خاطر و به او بىاعتنا بود كه او را در مدينه گذاشت و با خود بيرون نبرد . اين سخنان به گوش امير المؤمنين رسيد و با نگرانى خاطر أسلحهء خويش را برداشت و از مدينه به دنبال رسول خدا رهسپار شد و در جرف ( در سه ميلى شهر مدينه ) به رسول خدا پيوست
--> [ 1 ] - به روايت مفيد در ارشاد ( ص 70 ، چاپ اصفهان ، 1364 . م . ) و يعقوبى در تاريخ ( ج 2 ، ص 67 ، چاپ بيروت 1379 . م . ) و مسعودى در التنبيه و الاشراف ( ص 235 ، چاپ بيروت ، 1388 . م ) و طبرسى در اعلام الورى و علامه در كشف الحق و نهج الصدق از مسند أحمد به چند طريق و صحيح بخارى و مسلم نيز به چند طريق ، كه فضل بن روزبهان هم به صحت اسناد آن اعتراف كرده است .